سوپر استار
تقریبا هشت ساله بودم ،در محلات تهران یک وسیله نمایشی حرف اول را می زد .
فیلم های عموسیبیلو و گاو فیلم منتخب نمایشی مساجد بود .
اما ویدئو تی سون مرد اول بود .در زمانی که حقوق یک کارمند نزدیک سه هزار تومان
بود جوانان خانواده با نفری دویست تومان ،بیست و چهار ساعت باید بدون توقف پلک
نمی زدند تا مبادا ثانیه ای از کف برود .
همیشه اگر محفل مجردی بود و فیامها نیز از نوع دیگر بود ،که گاه اکشن و گاه...
اما یک فیلم ایرانی یا هندی هم باجی بود که به زنان صاحبخانه داده میشد.
فیلم هندی همیشه یا شعله بود یا سنگام و یا دروغگوی بزرگ
اما گنج قارون یا سلطان قلبها از میان فیلمفارسی ها شانس بیشتری داشتند و ما نیز
فردینی بودیم و باید با قافله زنان دلمان برای فردین تاپ تاپ می کرد .و بیشتر همیشه
شیرین زبانی دخترکی سیاه سولوخته یا همان لیلا فروهر خودمان جلب نظر می کرد
قصه ستاره ای آوزه خوان و پولدار با زنی که زندگیش را به پایش ریخته و دخترکی
عاشق او که سالها می گذرد و قصه پیش می رود و بار عاطفی قصه تیز با موسیقی
عارف بیشتر نمود پیدا می کرد .قهرمان قصه نیز تنها یک قهرمان فیلمفارسی بود و بس!
زنان نیز مشابه زنان آن سالها ،بدون زمینه فرهنگی و اجتماعی !
امروز،فروردین یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت
فیلمی از فیلمسازی مدعی نگاهی منحصر به فرد و زنانه ،تهمینه میلانی
فیلم، سلطان قلبها بعد از گذشت چهل سال است.اما اگر آن فیلم هنوز هم دیدنی است
این یکی خیلی زود وا می دهد،شهاب باید فردین بشود اما ورژن جدید توان نمایشش را ندارد
ورود شخصیت دختر قصه، بسیار ناشیانه و غیر منطقی است،زنان داستان سهل می آیند و
تزینی اند،تنها لحظاتی هستند و قهرمانی که کثافتش هم در زمانه ممنوع التصویر ساختگی است
حتی تحول قهرمان هم بوی ماندگی میدهد وباری به هر جهت است.
خانم میلانی روزی که بچه های طلاق را ساخت . ورود خوبی برای یک زن
تازه کار در عرصه سینما بود اما در گذر زمان فیلم هایش آب رفت.
فیلمساز انگار توان قصه تعریف کردن هم ندارد و آخر فیلم به ترکستان می رود
و دخترک خیابانی کم سن و سالش را فرشته و با کتاب شازده کوچولو همراه می کند
دخترک گل فروش بسیار در خطر است و گلیمش را از آب بیرون بکشد کلی هنر کرده
،اگر در نوجوانی طعمه نشود خیلی شانس آورده است.
چه خیال خامی است که لباس تنش کنید و قهرمان فاسدتان را عوض کنید
سینما جای خیال است اما نه هر خیالی !
فیلم نسبت به سلطان قلبهای چهل سال پیش نمره ردی می گیرد.شاید دلیلش
نگاه روشنفکری در کنار سانسور به شکل امروزی در این فیلم است.
پ.ن :وقتی شجاعت کاری نیست بهتر است به مخاطب دروغ نگفت
پ.ن2:اگرچه شازده کوچولو خواندنی است اما نمی دونم چرا تو ایران جامعه
زنان تحصیلکرده تعابیر فمنیستی ازش بیرون می کشند.






