تبليغاتX
طعم تلخ قهوه - کوله بار خاطره

کوله بار خاطره

ماشین آرام آرام پیچ وخم های جاده چالوس  را پشت سر می گذارد و صدای
موسیقی با سکوت زن و مرد  همراهی می کند ،پیچ های جاده تنها دلیل برای
تکان خوردن آنهاست.
داغ یک عشق قدیمو اومدی تازه کردی
شهر خاموش دلمو تو پر آوازه کردی
آتش این عشق کهنه دیگه خاکستری بود
اومدی وقتی ...
هنوز هم گوگوش دوست داری؟
برای اینکه صدای زن را بشنود صدای موسیقی را کم می کند اما زن جواب نمی دهد
و مرد پیچی دیگر را رد می کند و پاهایش را روی پدال گاز می فشارد
-جاده قشنگیه ،جاده خاطرات !
-چرا برگشتی؟
-این هم مدت تنهایی کافی نبود برام ؟
-باید باور کنم همه دلیل منم !
-دو تا قاره فاصله رو کم کردم اینو که باور داری؟
-دلایل  رفتنت برام باورش راحتر بود ،آزادی و رسیدن به آینده !
-اما من فراموشت نکردم این مهمه ،نیست ؟
-ولی وقت رفتن کردی!
-فکر کنم اومدم یه چیزی رو ثابت کنم
-عشقت یا دوستی تو ؟
مرد چیزی نمی گوید او نیز نمی داند .صدای ضبط را بالا می برد
برو ولي هر جا باشي
هر جاي اين دنيا باشي
يه روزي پيدات مي كنم
نگاه تو چشمات مي كنم
راز تو رو پيش همه...
صدای موسیقی همچنان با سکوتشان همراهی می کند .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 23:42  توسط رحیم   |